تبليغاتX
اهلم - نظري بر ماهيت حركت هاي دانشجويي در ايران
جامعه و سیاست

نظري بر ماهيت حركت هاي دانشجويي در ايران

حسن توان

Tavan_658@yahoo.com

تلقي عمده جامعه شناسان و صاحب نظران آن است كه جنبش هاي دانشجويي ، صورتي از جريانات روشنفكري و يا متاثر از آن است . به عقيده اين گروه از صاحب نظران ، دانشجويان عمدتا توزيع كننده افكار و عقايد روشنفكران در جامعه بوده و نوعي نقش واسطه را بر عهده دارند . ( بشيريه ، 1380: 260 ) در ايران از زمان تاسيس دانشگاه تهران در سال 1313 همواره ميان دانشجويان و حكومت ها چالش و در گيري وجود داشته است . با وجود سابقه نسبتا زياد فعاليت هاي دانشجويي در كشور ما ، هنوز در ميان صاحب نظران توافقي در مورد جنس و ماهيت حركت هاي دانشجويي وجود ندارد . نگارنده در اين مقاله كوتاه بر آنم تا با وام گيري از جامعه شناسي سياسي نشان دهم ، پويش هاي دانشجويي در ايران را نمي توان يكسره جنبش ناميد چرا كه در برخي موارد اين حركت ها به مفهوم گروه فشار نزديكتر مي شوند . براي رسيدن به اين نتيجه ابتدا به تعريف جنبش و ذكر خصوصيات آن پرداخته و سپس به سراغ مفهوم گروه فشار خواهيم رفت . سرآخر نيز به نتيجه گيري از بحث خواهيم پرداخت .

الف . جنبش چيست ؟

 تعريف : « جنبش را مي توان كوشش جمعي براي پيشبرد منافع مشترك ، يا تامين هدفي مشترك ، از طريق عمل جمعي خارج از نهاد هاي رسمي تعريف كرد . » ( گيدنز ، 1373 : 72-671 ) بنابر اين تعريف ، جنبش ها داراي سه عنصر مشترك هستند . كوشش هاي جمعي هستند ، اهداف مشترك دارند و خارج ازنهادهاي رسمي حكومتي قرار مي گيرند .

 شرايط پيدايش جنبش

اسملسرشش شرط را براي پيدايش هرجنبش ذكر مي كند و اينهارا شرايطي مي داند كه براي پيدايش جنبشها ضروري اند .

1. زمينه ساختاري : شرايط كلي كه در هر جامعه وجود دارد مي تواند مشوق يا مانع بروز جنبش هاي گوناگون شود . مثلا در ايالات متحده به علت وجود آزادي هاي مذهبي، هر شخص مي تواند به گروه مذهبي دلخواه خويش بپيوندد . چنين فضاي آزادي مي تواند موجب تشكيل جنبش هاي كارگري يا مذهبي و ... شود .

2. فشار ساختاري : تنش ها يا تعارضاتي كه در جامعه باعث برخورد منافع گروه هاي مختلف مي شود . نابرابريهاي قومي ، نژادي يا جنسيتي مي تواند باعث بروز حنبش هاي اقليت ها ، سياهان و يا جنبش زنان گردد  .

3. باورهاي تعميم يافته : ايدئولوژيها و مكاتبي كه از قدرت بسيج كنندگي برخوردار بوده و بتوانند ناراضيان را بسيج كنند .

4. عوامل شتاب دهنده : حوادثي كه باعث مي شود در يك مقطع خاص حركت هاي جنبشي به اوج خود برسد . همانند واقعه امتناع خانم رزا پاركر از نشستن در قسمتي از اتوبوس كه براي سياهان در نظر گرفته شده بود . اين واقعه در سال 1955 در ايالت مونتگمري آمريكا به اوج گيري جنبش سياهان كمك نمود . در ايران نيز بسته شدن روزنامه سلام در سال 1378 ، باعث شتاب حركت هاي دانشجويي در آن مقطع و شكل گيري واقعه كوي دانشگاه شد .

5 . گروه هماهنگ : به عقيده اسملسر چهار عامل پيش گفته ، گاهي مي توانند سبب بروز تنش هاي خياباني شوند ، اما براي ايجاد يك جنبش عامل ديگري به نام « گروه هماهنگ » لازم است . يعني هسته اي كه رهبري و سازمان دهي جنبش را بر عهده گيرد .

6 . عملكرد كنترل اجتماعي : نوع واكنش حكومتها در قبال جنبش هاي اجتماعي مي تواند تعيين كننده باشد . اگر حكومت ها به از بين بردن زمينه هاي شكل گيري يك جنبش و فشار ساختاري تن دهند ، در نتيجه اين جنبش ها بلا موضوع خواهند شد . اگر درجامعه اي ، حكومت تلاش كند تا تبعيض هاي موجود همچون نابرابريهاي قومي ، مذهبي و يا جنسيتي را برطرف كند ، در اين صورت به طور طبيعي زمينه بروز اين جنبش ها نيز از بين خواهد رفت . درست به همين دليل است كه بسياري از صاحب نظران معتقدند جنبش هاي دانشجويي عمدتا در كشورهاي جهان سوم و در واكنش به فساد ، ناكارامدي و انسداد سياسي بروز مي يابند . به طور طبيعي در صورت شكل گيري يك نظام دموكرات و بهبود اين مشكلات ساختاري ، دانشجويان سياسي به احزاب سياسي خواهند پيوست و حركت هاي دانشجويي عمدتا در شكل و اندام تشكل هاي صنفي درون دانشگاهي به حيات خود ادامه خواهند داد .

ب . گروههاي فشار

در عالم سياست ، جداي از احزاب سياسي و جنبشها ، گروه هاي تقريبا سازمان يافته ديگري وجود دارند كه در راستاي تامين اهداف و منافع اعضاي خود عمل مي كنند . آنها با استفاده از پول ، قدرت و حتي فشار افكار عمومي عمدتا بر قانون گذاران ، اعضاي پارلمان ها ، نهادهاي دولتي يا حتي دستگاه قضايي به نفوذ گذاري مي پردازند . اين گروه ها در برخي كشورهاي صنعتي بخصوص آمريكا بسيار نيرومندند . از جمله اين گروه ها مي توان به لابي يهودي آيپك و يا گروه عمدتا ايراني شوراي روابط ايرانيان-آمريكاييان ( به رياست هوشنگ امير احمدي ) اشاره كرد . گروه هاي فشار در كشورهاي جهان سوم هم حضور دارند اما از قدرت و نفوذ كمتري برخوردارند . زيگلر گروه فشار يا گروه منافع ( interest group ) را چنين تعريف مي كند : « توده سازمان يافته اي كه در تلاش نفوذ گذاري بر تصميمات حكومتي است ، بي آنكه بكوشد اعضاي خود را در مقامات رسمي حكومت قرار دهد . » ( عالم ، 1380 : 59-358 ) بنابر اين تعريف ، يكي از ويژگي هاي مهم گروه هاي فشار اين است كه بر خلاف احزاب سياسي ، خواهان بدست گيري قدرت سياسي و رسيدن به حكومت نيستند ، بلكه هدف اصلي آنها اين است كه از طريق نفوذ ، پول و يا فشارافكار عمومي بتوانند سياستهاي حكومت را به نفع خود تغيير دهند و يا قوانين موافق منافع خود در پارلمان ها به تصويب برسانند . به اين گروه ها گروه هاي فشار ، نفوذ ، لابي و يا گروه هاي منافع مي گويند . البته لازم به ذكر است كه گروه هاي فشار صرفا سياسي نيستند و مي توانند اقتصادي و حتي مذهبي هم باشند . برخي از اين گروه هاي فشار در جهت اهداف صلح طلبانه ، حمايت از محيط زيست و يا لغو مجازات اعدام فعاليت مي كنند . براي درك بهتر مفهوم گروه هاي فشار مي توان به فيلم بسيار مشهور « پدر خوانده » اثر جاودان فرانسيس فورد كاپولا اشاره كرد . در آن جا دون كورلئونه به همراه پسران و مشاورانش تشكيلاتي را رهبري مي كند كه مصداق كامل يك گروه فشار نيرومند است . اين تشكيلات نفوذ فراواني در ميان روزنامه نگاران ، سياستمداران ، وكلا ، قضات وحتي پليس داشت و از آنها براي پيشبرد اهدافش سود مي برد .

نتيجه بحث

سر آخر برگرديم به همان پرسشي كه در ابتداي اين گفتار مطرح كرديم . براي تبيين حركت هاي دانشجويي در ايران از چه الگويي مي توان استفاده كرد . آيا اين پويش ها را مي توان جنبش ناميد يا در قالب گروههاي فشار مي گنجند . پاسخ به اين پرسش البته بسيار دشوار است و به جستار عميق تري درباره حركت هاي دانشجويي در ايران نياز مند است . اما به طور خلاصه مي توان گفت كه برخي پويش هاي دانشجويي در دوران قبل از انقلاب را مي توان جنبش ناميد . كنفدراسيون دانشجويان ايراني در دانشگاههاي آمريكا و اروپا در ميانه سالهاي 70-1960 واجد خصوصيات شش گانه يك جنبش بوده است . فضاي باز موجود در خارج از ايران ، فشار ساختاري ، سركوب ، خفقان و نابرابريهاي موجود در داخل ، و همچنين وجود يك هسته رهبري كننده در ميان دانشجويان ، باعث شد تا كنفدراسيون به عنوان جنبشي نيرومند ، موقعيت شاخصي در ميان نيروهاي مخالف رژيم پهلوي پيدا كند . پس از انقلاب مذهبي سال 57 دانشجويان اسلام گرا در قالب دفتر تحكيم وحدت به ايجاد انقلاب فرهنگي و حذف دانشجويان و اساتيد دگر انديش در دانشگاهها اقدام كردند . دانشجويان مخالف نيز از قدرت لازم ، هواداران و كادر رهبري كننده نيرومند برخوردار نبودند تا پويش هايشان را به سطح يك جنبش ارتقا دهند . دفتر تحكيم وحدت را تا اوايل دهه 70 شمسي بدليل چسبندگي به حكومت نمي توان واجد كلمه جنبش دانست . چرا كه تحكيم در آن سالها ، نه چندان توجهي به زمينه هاي ساختاري و نابرابريهاي موجود در جامعه داشت و نه جداي از نهادهاي رسمي فعاليت مي كرد . از اوايل دهه 70 دوره جديدي درفعاليت هاي تحكيم آغاز شد . بخصوص در سالهاي نزديك به 76 و در جريان انتخابات رياست جمهوري ، دوباره پويش هاي دانشجويي در اثر بسيج هواداران و شكل گيري يك هسته رهبري كننده نيرومند ، به سطح يك جنبش ارتقا مي يابد . اما پس از آن بر اثر اختلافات دروني ، نبود باورها و ايدئولوژي مشترك در ميان دانشجويان ( باورهاي تعميم يافته ) ، ضربات پي درپي رژيم حاكم ، دستگيري رهبران و فروپاشي هسته رهبري كننده ، حركت هاي دانشجويي از موقعيت جنبشي افول كرده و به نوعي گروه فشار بدل شد . دانشجويان در سالهاي اخير سعي كرده اند با انتشار بيانيه ها و يا انجام تحصن هاي محدود از طريق تاثير گذاري بر افكار عمومي ، بر حكومت فشار وارد نمايند و يا مانع از بسته شدن كامل فضاي دانشگاها توسط نظام حاكم گردند . به نظر نگارنده پويش هاي دانشجويي در ايران بسته به شرايط موجود ، از حالت جنبش به گروه فشار و برعكس ، در نوسان بوده است .

منابع

1. بشيريه ، حسين ، جامعه شناسي سياسي : نقش نيروهاي اجتماعي در زندگي سياسي ، چ هفتم ، تهران ، نشرني ، 1380

2. گيدنز آنتوني ، جامعه شناسي ، ترجمه منوچهر صبوري ، تهران ، نشر ني ، 1373

3. عالم عبدالرحمن ، بنياد هاي علم سياست ، چ هفتم ، تهران ، نشر ني ، 1380

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:18  توسط حسن توان  |